|
ما مدیران فردا وبلاگ دانشجویان مدیریت دولتی دانشگاه آزاد اسلامی شوشتر
| ||
|
ممتاز و نمونه شدن برای یکسال است، و ماندگار شدن برای یک عمر؛ سلام بر معلمی که هر سال نمونه است و یک عمر ماندگار ... معلم عزیزم روزت مبارک که جهانی از نورت مبارک گشته است.
[ 91/02/12 ] [ 20:31 ] [ من ]
ادامه مطلب [ 91/01/29 ] [ 17:41 ] [ من ]
تعریف سازماندهی سازماندهی ، فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد وگروه های کاری و هماهنگی میان آنان ، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد .
انواع مختلف سازماندهی روش های بسیار متفاوتی برای دسته بندی سازمان ها هست ؛ سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی .
سازمان رسمی را مسؤلین به طور قانونی بنیانگذاری و تصویب می کنند و در آن تعداد مشاغل ، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی انجام آن مشخص می شود . ساختارهای رسمی در واقع تخیلی هستند زیرا سازمان آن گونه که پیش بینی عمل نمی کند ؛ اما سازمان های غیررسمی بیانگر حالت واقعی است، یعنی چگونگی عمل سازمان را به طور واقعی نشان می دهد . بعد از انکه ساختار رسمی ایجاد می شود ، سازمان غیر به طور طبعیی در چارچوب آن پدیدار میگردد؛ سازمان غیر رسمی حاصل تعامل اجتماعی مداوم است و ساختار رسمی تعدیل ، تحکیم یا گسترش می دهد .
سازماندهی چیست؟ .تصمیم گیری برای چگونگی گروه بندی بهتر فعالیتها و منابع سازمانی
- ساختار سازمان: . نحوه قرارگیری عناصری که می تواند به یک سازمان شکل دهد.
سازماندهی ساز وکار هماهنگی را بیان می نماید . از آنجایی که کلیه عناصرساختاری شرکت و این که چگونه این عناصر کنار هم عمل می کنند در مدیریت کل سازمان کاربرد دارد.
. شفافیت سازی . تقسیم بندی . آماده سازی . ایجاد تشکیلات . توسعه . مرتبط سازی . استقرار اختیار
. تصمیم گیری یک قسمت از طراحی است که باعث انتخاب یک سری از کارها می شود. . وقتی مدیریت فعالیتها را سازماندهی می کند فعالیتها هماهنگ می شوند.
. قطعات ساختمانی یک سازمان را به وجود می آورند. . یکی از کارهای مدیر دانستن نحوه قرار دادن صحیح قطعات کنار یکدیگر است.
- طراحی شغل: . تعیین مسئولیتهای وابسته به کار هر فرد. کلیه وظائف به چه اجزایی شکسته می شوند؟
میدهد.ادامه جایگزینها
-- پیشنهاد میکند که مشاغل حول یک محور پنج بعدی تشخیص و تقویت شوند و هم سیستم کاری و هم سلائق کارمندان در نظر گرفته شود.
-- به یک گروه کامل اجازه می دهد که یک سیستم کاری را به منظور انجام یک سری کارهای مرتبط طراحی کند.
-- تنوع مهارتها -- هویت کار -- اهمیت کار -- خودکاری -- بازخوراند سمت دهی مشخصات شغلی
تعریف آن چیست؟ -- فرآیند گروه بندی مشاغل با ترتیب منطقی. بخش سازی عملکردی: -- گروه بندی مشاغل طوری که فعالیتهای یکسان یا مشابه را در برگیرد. بخش سازی بر اساس تولید: -- گروه بندی فعالیتها براساس تولیدات یا گروههای تولیدات. پایه های بخش سازی: اشکال دیگر بخش سازی . بعضی سازمانها فعالیتهای معینی را از روی: -- زمان -- توالی تقسیم بندی می کنند. ملاحظات دیگر . گاهی بخشها به نامهای دیگری خوانده میشوند از قبیل: -- قسمت. -- واحد. -- دایره. -- دفتر.
. به روشن شدن چه چیزهایی نیازمندیم؟ -- سلسله مراتب: . سطوح دقیق و روشن اختیار در تمام قسمتهای سازمان. -- محدوده مدیریت: . تعداد کسانی که به هر مدیر گزارش می دهند.
مقایسه سازمانهای افقی و عمودی . چه تفاوتی دارند؟ -- ساختار سازمانی افقی منجر به روحیه بالاتر و تولید بیشتر کارکنان می شود -- ساختار سازمانی عمودی به دلیل نیاز به مدیران بیشتر گرانتر است.
. صلاحیت ناظر و واحدهای تابعه. . پراکندگی واحدهای تابعه و زیردستان. .وسعت محدوده کار بدون نظارت . درجه نظارت لازم. . وسعت محدوده اقدامات استاندارد. . شباهت وظائف. .تکرر ایجاد مسایل و مشکلات جدید. تخصیص اختیارات: یک واحد ساختاری مهم
--قدرتی که به طور قانونی توسط سازمان داده می شود.
-- فرایندی که توسط ان مدیران قسمتی از بار کاری خود را به دیگران واگذار می کنند.
-- تمرکززدایی: . مراحل مشخص تفویض اختیار و قدرت به مدیران سطوح میانی و پایینی در سراسر سازمان. -- متمرکزسازی: . مراحل مشخص نگهداری اختیار و قدرت در سطوح بالای مدیریت.
. هماهنگ سازی چیست؟ -- مراحل پیوند فعالیتهایبخشهای مختلف سازمان. . ضرورت هماهنگ سازی چیست؟ -- سیستمها باید به سمت فعالیتهایی در هر بخش تمرکز یابند که در جهت دستیابی به اهداف سازمان باشند. سه شکل اصلی وابستگی بین بخشی 1- وابستگی بین بخشی عمومی: -- وقتی واحدها با کمترین تداخل عمل می کنند و خروجی انهابه سادگی درسطح سازمانی انباشته و استفاده می شود. 2- وابستگی بین بخشی متوالی: -- وقتی خروجی یک واحد ورودی واحد دیگری باشد. 3- وابستگی بین بخشی متقابل: -- وقتی فعالیتها به طور دو جانبه در جریان باشند.
روشهای ساختاری هماهنگ سازی - سلسله مراتب مدیریتی. - قوانین و روشها. - نقشهای رابط. - نیروی کار.
اختلاف رده شغلی و موقعیت شغلی چیست؟ رده شغلی: -موقعیت مستقیمی در سلسله مراتب که مسئول انجام اهداف سازمانی است. موقعیت شغلی: موقعیتی که مسئول ایجاد و فراهم کردن تجربه و اگاهی و حمایت برای رده شغلی است [ 91/01/29 ] [ 17:39 ] [ من ]
hr.blogfa.com [ 90/12/25 ] [ 21:8 ] [ من ]
جايزه كيفيت مالكوم بالدريج يكي از جوايز كيفيت معتبر در جهان همانند جايزه
بنياد كيفيت اروپا (E.F.Q.M) است. بالدريج يك مسابقه سالانه شبيه جايزه دمينگ براي
قدرداني از شركت هاي آمريكايي است كه در كيفيت و مديريت كيفيت به موفقيت هايي نايل
آمده باشند. اهداف اين جايزه، ارتقاء آگاهي از كيفيت بهعنوان يك عنصر مهم
افزايش در رقابت، فهم نيازمنديهاي اجراي عالي و سهيم شدن در اطلاعات
است. روی ادامه مطلب کلیک کنید. منبع : www.mgtsolution.com ادامه مطلب [ 90/12/05 ] [ 2:54 ] [ من ]
![]()
[ 90/11/22 ] [ 20:52 ] [ من ]
تعیین مهارتهای مورد نیاز برای انجام مناسب یک شغل به همراه تشخیص میزان وجود این مهارتها در کاندیداها، یکی از دلمشغولیهای اساسی کارشناسان و مدیران منابع انسانی است. این فعالیتها به خصوص زمانی که شرح شغل نگاشته می شود و شرایط احراز برای انجام آن تعیین می شوند، بسیار به کار می آیند. تعریف درست مهارتهای مورد نیاز و میزان اهمیت آنها تعیین کننده کیفیت بخش گسترده ای از فعالیتهای منابع انسانی است. تعریف درست شغل و کاندیدای مناسب و علاقه مند موجب فیلتر شدن بخش زیادی از کاندیداهای نامناسب شده که با توجه به گران بودن و محدود بودن فضای رسانه ای صرفه جویی زیادی در وقت و هزینه را به ارمغان می آورد. تصمیم گیری و قضاوت درست در مورد کاندیداهایی که معرفی می شوند، وابسته به مبنای کار که همان شایستگی های مورد نیاز برای انجام شغل است می باشد. ضمناً یک مبنای درست برای تعیین اهمیت شغل و چگونگی جبران خدمت شاغل، تابعی از شایستگی های فردی شاغل و فراوانی آنها در بازار کار است. این شایستگی ها در ترمینولوژی منابع انسانی بر اساس سه عامل اصلی تعریف می شود: دانش، مهارت و نگرش در این مطلب به موضوع مهارت پرداخته می شود و انواع مهارتها به همراه نمونه ای از آنها ذکر می گردد. این تعاریف بر اساس اصول سایت تخصصی O*net ذکر می گردند. مهارتهای پایه ای: توانایی هایی توسعه یافته اند که آموختن و یا کسب سریع دانش را تسهیل می کنند. آموختن فعالانه: فهم محتویات اطلاعات جدید برای حل مسائل فعلی و آینده و تصمیم گیری گوش دادن فعالانه: تمرکز کامل و توجه بر آنچه که افراد دیگر در حال گفتن هستند، صرف زمان به منظور فهم نکاتی که مطرح می شود و پرسش سؤالات به نحو مناسب به نحوی که در زمان نامناسب و موجب مزاحمت نشود. تفکر نکته سنج: به کارگیری منطق و دلایل در تعریف نقاط قوت و ضعف هر کدام از گزینه های راه حل، نتایج و رویکردهای به مشکل. استراتژی های آموختن: انتخاب و استفاده از روشهای آموزشی/دستورالعملی و رویه های مناسب برای شرایط در زمان آموزش و یاددادن چیزهای جدید. ریاضیات: استفاده از ریاضیات برای حل مسئله. نظارت: نظارت/ ارزیابی عملکرد خود، افراد یا سازمانهای دیگر و به منظور بهبود و یا اقدام اصلاحی. فهمیدن از راه خواندن: فهم جملات و پاراگرافهای نوشته شده در مدارک مرتبط با کار. علم: استفاده از قوانین و روشهای علمی برای حل مسائل. مکالمه: صحبت با دیگران برای انتقال مؤثر اطلاعات مکاتبه: برقراری ارتباط از راه نوشتاری به صورت مناسب برای نیازهای مخاطب مهارتهای حل مسائل پیچیده توسعه ظرفیتهای قابل استفاده برای حل مسائل نوظهور و خوب تعریف نشده در محیط پیچیده و جهان واقعی حل مسائل پیچیده: تعریف مسائل پیچیده و مرور اطلاعات مرتبط به منظور توسعه و ارزیابی گزینه ها و اجرای راه حلها مهارتهای مدیریت منابع توسعه ظرفیتهای مورد استفاده برای اختصاص مؤثر منابع مدیریت منابع مالی: تعیین اینکه برای انجام کار به چه گونه ای باید هزینه صرف شود و حسابداری هزینه های انجام شده مدیریت مواد اولیه: به دست آوردن و مشاهده روش مناسب استفاده از ابزارها، تسهیلات و مواد اولیه مورد نیاز برای انجام کار مشخص مدیریت منابع انسانی: انگیزش، توسعه و هدایت افراد شاغل و نیز تعریف بهترین افراد برای شغل مدیریت زمان: مدیریت زمان خود و دیگران مهارتهای اجتماعی توسعه ظرفیتهای قابل استفاده برای کارکردن با افراد به منظور نیل به اهداف هماهنگ کردن: تعدیل فعالیتها با توجه به فعالیتهای دیگران تعلیم دادن و ابلاغ کردن: یاد دادن چگونگی انجام کاری به دیگران مذاکره: جمع کردن افراد دور همدیگر و تلاش در جهت سازگار کردن تفاوتها متقاعد کردن: متقاعد کردن دیگران برای اینکه تفکر و یا رفتارشان را تغییر دهند رویکرد خدمت رسانی: جستجوی فعالانه راههایی برای کمک به دیگران دید اجتماعی: آگاه بودن از عکس العملهای دیگران و فهم علت این عکس العملها مهارتهای سیستمی توسعه یافتگی ظرفیتهایی که به منظور درک، نظارت و بهبود سیستمهای اجتماعی – فنی به کار می روند قضاوت و تصمیم گیری: ملاحظه هزینه های و فایده های مرتبط اعمال بالقوه به منظور انتخاب بهترین آنها تحلیل سیستمها: تعیین اینکه چگونه یک سیستم باید عمل کند و چگونه تغییرات در شرایط، عملیات و محیط می تواند بر نتایج تأثیر گذارد. ارزیابی سیستم: تعریف معیارها یا شاخصهایی از عملکرد سیستم و کارهایی که برای بهبود یا اصلاح عملکرد مرتبط با اهداف سیستم باید انجام داد مهارتهای فنی ظرفیتهایی که به منظور طراحی، تنظیم، عملکرد و اصلاح عملکردهای نادرست کاربرد ماشینها و سیستمهای تکنولوژیکی توسعه یافته اند تعمیر ابزار: انجام تعمیرات معمول بر روی ابزارها و تعیین اینکه چه نوع تعمیراتی و در چه موقعی مورد نیاز است انتخاب ابزار: تعیین نوع ابزار و وسیله ای که برای انجام یک کار مورد نیاز است نصب: نصب ابزار، ماشینها، سیم کشی و یا برنامه هایی که بر اساس شرایط خاص هر دستگاه لازم است به کار گیری وسیله و کنترل آن: کنترل عملیات ابزار یا سیستمها نظارت بر عملیات: مشاهده درجات و اندازه ها و شاخصهای دیگر به منظور اطمینان از کارکرد درست ماشین تجزیه و تحلیل عملیات: تجزیه و تحلیل نیازها و الزامات محصول برای خلق یک طرح. برنامه ریزی: نوشتن برنامه های کامپیوتری برای اهداف مختلف تجزیه تحلیل کنترل کیفیت: به کارگیری انواع تستها و بازرسی های محصول، خدمات و یا فرآیندها به منظور ارزیابی کیفیت یا کارآیی. تعمیر: تعمیر ماشین آلات یا سیستمها با استفاده از ابزارهای مورد نیاز طراحی تکنولوژی: تولید یا سازگار کردن ابزار و تکنولوژی به منظور برآوردن نیاز مشتری حل مشکل سیستم: تعیین علل اتفاق افتادن پیغامهای خطای سیستم و تصمیم گیری در مورد اینکه در مورد آن چه کاری باید انجام شود. www.iranhumanresources.blogfa.com
[ 90/11/18 ] [ 20:25 ] [ من ]
(( ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم ))يا ((آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست))ويا ((هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم))ويا ((ده بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم))به راستي مشكل چيست ؟ آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت . شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد: 1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد. 2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد . 3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند. 4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد. براي داشتن مطالعه اي فعال وپويانوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرورمطالب،دوباره كتاب رانخوانده ودر زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خودمطالب رامرور كرد . يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است. شش روش مطالعه : خواندن بدون نوشتن ،خط كشيدن زيرنكات مهم، حاشيه نويسي وخلاصه نويسي، كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز 1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد . 2- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند . 3- حاشيه نويسي :اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد. 4- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست . 5- كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود . 6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد. شرايط مطالعه ((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه )) شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد : 1- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد. 2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است . 3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد . 4-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند. 5- استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .)) 6- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است . 7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد. 8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود . 9 – ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است . 10-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند. 11 –درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است . چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم ازآن مطلع باشند. 1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست ، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجددا" با همين روال شروع به مطالعه كرد. 2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند. 3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا" يادداشت برداري ننمائيد .
[ 90/11/09 ] [ 14:28 ] [ من ]
چکیده: اغلب شرکتها اشتباه عمل می کنند. آنها به جای آنکه سعی کنند تا به کارکنان خود انگیزه بدهند، باید از بی انگیزه شدن کارکنان خود جلوگیری کنند. تعداد زیادی از پرسنل وقتی یک کار جدید را آغاز می کنند، بسیار شیفته و علاقهمند آن هستند. اما طبق یافته های تحقیق ما، در 85 درصد شرکتها، انگیزه پرسنل در شش ماهه اول به سرعت کاهش می یابد و در سالهای بعد نیز روحیه آنها بدتر خواهد شد. این یافته ها بر اساس مطالعه ای شکل گرفته است که بر روی 2/1 میلیون نفر از کارکنان 52 شرکت برتر از میان 1000 شرکت مجله فورچون بین سالهای 2001 تا 2004 ، توسط موسسه تحقیقاتی سیروتا ( نیویورک) انجام شده است. این مشکل به اصول و مبانی مدیریت مربوط می شود. یعنی هم به سیاستها و رویه هایی که شرکتها در مدیریت کردن نیروهایشان به کار می گیرند و هم به روابطی که مدیران به صورت فردی به وسیله گزارشهای مستقیم خود برقرار می کنند. تحقیق ما نشان می دهد که چگونه رفتار و عملکرد مدیران به مشکل بی انگیزگی پرسنل اضافه می کند. همچنین تحقیق ما نشان خواهد داد که مدیران برای تغییر این وضع چه کاری می توانند انجام دهند. سه هدف کلیدی افراد در کار آنچه مدیران به تنهایی می توانند انجام دهند موفقیت
برابری همراهی و رفاقت توجه به هر سه عامل چگونه مدیریت بی انگیزه می کند system.parsiblog.com
[ 90/10/04 ] [ 15:24 ] [ من ]
1- مقدمهمفهوم سرمايه اجتماعي در سالهاي اخير در حوزههاي گوناگون علوم اجتماعي، اقتصاد و اخيرا در علوم سياسي مطرح شده است. سرمايهاجتماعي عبارت است از ارتباطات و شبكههاي اجتماعياي كه ميتوانند حس همكاري و اطمينان را در ميان افراد يك جامعه پديد آورند. در اين ميان نبايد از نقش نهادهاي مدني و دمكراتيك و نيز نقش دولت در گشودن چنين فضاهايي غافل شد. به هر روي، امروز بر جامعهشناسان ثابت شده كه يكي از ابعاد مهم هر توسعهاي توجه به سرمايههاي اجتماعي است. از اينرو سرمايهاجتماعي، يكي از مهمترين شاخصههاي رشد و توسعه هر جامعهاي به شمار ميآيد. مطلب حاضر در چند بخش به بحث درباره سرمايه اجتماعي ميپردازد. انسان به طور ذاتي در تعامل با ديگران نيازهاي خود را برطرف ساخته و گذران امور ميكند. اثرات اين كنشهاي متقابل در نقش آنها تا حدي است كه حذف آن، زندگي را غير ممكن ميسازد. اما در اين ميان دانشمندان علوم اجتماعي با نگرشي كنجكاوانه در جوامع به شناسايي اين كنشها پرداخته و به مجموع عواملي پي بردهاند كه آن را سرمايهاجتماعي ناميدهاند. مفهوم سرمايهاجتماعي در برگيرنده مفاهيمي همچون اعتماد، همكاري و همياري ميان اعضاي يك گروه يا يك جامعه است كه نظام هدفمندي را شكل ميدهند و آنها را در جهت دستيابي به هدفهاي ارزشمند هدايت ميكند. از اينرو شناخت عوامل موثر در تقويت يا تضعيف سرمايه اجتماعي ميتواند در گسترش ابعاد سرمايه اجتماعي كمك كرده و موجب افزايش عملكرد اجتماعي و اقتصادي افراد در جوامع شود. مفهوم سرمايه اجتماعي كه صبغه جامعهشناسانه دارد، بستر مناسبي براي بهرهوري سرمايه انساني و فيزيكي و راهي براي نيل به موفقيت قلمداد ميشود. مديران و كساني كه بتوانند در سازمان، سرمايهاجتماعي ايجاد كنند، راه كاميابي شغلي و سازماني خود را هموار ميسازند. امروزه سرمايه اجتماعي نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در جوامع ايفا ميكند و شبكههاي روابط جمعي و گروهي انسجام بخش ميان انسانها و سازمانهاست. از اينرو در غياب سرمايه اجتماعي، ساير سرمايهها اثربخشي خود را از دست ميدهند و بدون سرمايه اجتماعي پيمودن راههاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي ناهموار و دشوار ميشود. در ديدگاههاي سنتي مديريت توسعه، سرمايههاي اقتصادي، فيزيكي و نيروي انساني مهمترين نقش را ايفا ميكردند اما در عصر حاضر براي توسعه بيشتر از آنچه به سرمايهاقتصادي، فيزيكي و انساني نيازمند باشيم به سرمايه اجتماعي نيازمنديم زيرا بدون اين سرمايه، استفاده از ديگر سرمايهها به طور بهينه انجام نخواهد شد. در جامعهاي كه فاقد سرمايهاجتماعي كافي است ساير سرمايهها ابتر ميمانند و تلف ميشوند. از اينرو موضوع سرمايه اجتماعي به عنوان يك اصل اساسي براي نيل به توسعه پايدار محسوب شده و حكومتها و دولتمرداني موفق قلمداد ميشوند كه بتوانند با اتخاذ سياستهاي لازم و ارائه راهكارهاي مناسب در ارتباط با جامعه به توليد و توسعه سرمايه اجتماعي بيشتر نائل شوند. 2- تعريف سرمايه اجتماعي از نگاه صاحبنظرانسرمايه اجتماعي واژهاي است كه در سالهاي اخير وارد حوزه علوم اجتماعي و اقتصادي شده و از اين منظر دريچه تازهاي را در تحليل و علتيابي مسائل اجتماعي و اقتصادي گشوده است. در اين زمينه مطالعات وسيعي توسط صاحبنظران و دانشمندان اين علوم صورت گرفته و نظريهپردازاني همچون جين جاكوب(1961)، لوري(1970) بن پرات(1980)، ويليامسن(1981)، بيكر(1983)، جيمز كلمن(1966)، رابرت پاتنام(1970)، پيربورديو(1980) و فرانسين فوكوياما(1990) تعاريف متعددي از سرمايه اجتماعي ارائه كردهاند. جيمز جاكوب در كتاب «مرگ و زندگي شهرهاي بزرگ آمريكايي» سرمايه اجتماعي را شبكههاي اجتماعي فشردهاي ميداند كه در محدودههاي قديمي شهري در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنايت خياباني و ديگر تصميمات در مورد بهبود كيفيت زندگي در مقايسه با عوامل نهادهاي رسمي مانند نيروي حفاظتي پليس و نيروي انتظامي، مسئوليت بيشتري از خود نشان ميدهند. يك مثال عيني اين تعريف را در دنياي امروزه ميتوان در تشكلهاي غيردولتي حمايت از محيط زيست يافت. اين شبكه اجتماعي بعضا نيروهاي قدرتمندي را به صورت NGOها به وجود ميآورد كه حتي در حمايت از محيط زيست موجب توقف پروژههاي عمراني دولت نيز ميشوند. گلن لوري، سرمايه اجتماعي را مجموع منابعي ميداند كه در ذات روابط خانوادگي و در سازمان اجتماعي جامعه وجود دارد و براي رشد شناختي يا اجتماعي كودك يا جوان سودمند است. بنپرات، در تعريف سرمايه اجتماعي، روابط بين افراد يك خانواده، گروهي از دوستان يا شركاي يك شركت را به صورت رابطه F تعريف ميكند و به بررسي اثرات اين رابطه بر مبادلات اقتصادي ميپردازد. ويليامسن و بيكر، كه به دنبال مطالعات بن پرات در پي بررسي شيوه اثرگذاري يك سازمان اجتماعي بر عملكرد نهادهاي اقتصادي بودهاند مجموعهاي از مطالعات را پايهگذاري كردهاند كه اقتصاد نهادي نام گرفته است. بيكر نشان داده است كه چگونه روابط ميان سوداگران در بازار فوقالعاده عقلاني شده بورس تجاري شيكاگو توسعه مييابد، حفظ ميشود و بر فعاليت داد و ستد تاثير ميگذارد. از نظر پيربورديو، سرمايه اجتماعي حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلي است كه نتيجه مالكيت شبكه بادوامي از روابط كمابيش نهادينه شده آشنايي و شناخت متقابل بين افراد - يا به بيان ديگر عضويت در گروه - است. شبكهاي كه هر يك از اعضاي خود را از پشتيباني سرمايه جمعي برخوردار ميكند و آنان را مستحق اعتبار ميسازد. البته سرمايه اجتماعي مستلزم شرايطي به مراتب بيش از وجود صرف شبكه پيوندها است. در واقع پيوندهاي شبكهاي ميبايست از نوع خاصي باشند، يعني مثبت و مبتني بر اعتماد. برخلاف بورديو، كلمن از واژگان مختلفي براي سرمايه اجتماعي كمك گرفت. وي مفهوم سرمايهاجتماعي را از ابعاد مختلف بررسي كرد. كلمن براي تعريف سرمايهاجتماعي از كاركرد آن كمك گرفت و تعريفي كاركردي از سرمايه اجتماعي ارائه داد و نه تعريفي ماهوي. بر اين اساس سرمايه اجتماعي شيء واحد نيست بلكه انواع چيزهاي گوناگوني است كه دو ويژگي مشترك دارند: همه آنها شامل جنبهاي از يك ساخت اجتماعي هستند و كنشهاي معين افرادي را كه در درون ساختار هستند تسهيل ميكنند. سرمايه اجتماعي مانند شكلهاي ديگر سرمايه مولد است و دستيابي به هدفهاي معيني را كه در نبود آن دست يافتني نخواهد بود، امكانپذير ميسازد. سرمايه اجتماعي مانند سرمايه فيزيكي و انساني كاملا تعويض پذير نيست اما نسبت به فعاليتهاي به خصوصي تعويضپذير است. شكل معيني از سرمايهاجتماعي كه در تسهيل كنشهاي معيني ارزشمند است ممكن است براي كنشهاي ديگر بيفايده يا حتي زيانمند باشد. سرمايهاجتماعي نه در افراد و نه در ابزار فيزيكي توليد قرار دارد. بنابراين از نظر كلمن سرمايه اجتماعي شامل يك چارچوب اجتماعي است كه موجب تسهيل روابط ميان افراد درون اين چارچوب ميشود، به گونهاي كه فقدان آن ممكن است در دستيابي به هدف معين هزينه بيشتري به افراد آن جامعه تحميل كند. از نظر پاتنام، سرمايه اجتماعي آن دسته از ويژگيهاي زندگي اجتماعي، شبكهها، هنجارها و اعتماد است كه مشاركتكنندگان را قادر ميسازد تا به شيوهاي موثرتر اهداف مشترك خود را تعقيب كنند. به بيان دقيقتر سرمايه اجتماعي از طريق افزايش هزينههاي بالقوه جدا شدن، تقويت هنجارهاي مستحكم بده - بستان، تسهيل جريان اطلاعات از جمله اطلاعات مربوط به شهرت كنشگران و تجسم موفقيتهاي گذشته سعي دارد به تحقق كنش جمعي كمك كند. پاتنام بين دو شكل اوليه سرمايهاجتماعي تمايز قائل ميشود كه عبارت است از: سرمايه اجتماعي ارتباط دهنده (يا جامع) و سرمايه اجتماعي درون گروهي (يا انحصاري). سرمايه اجتماعي ارتباط دهنده، افراد متعلق به تقسيمات اجتماعي متنوع را گرد هم ميآورد و سرمايه اجتماعي درون گروهي، هويتهاي انحصاري را تقويت كرده و باعث حفظ همگني ميشود. فوكوياما سرمايه اجتماعي را مجموعهاي از هنجارهاي موجود در سيستمهاي اجتماعي ميداند كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه شده و سبب پايين آمدن هزينههاي تبادلات و ارتباطات ميشود. فوكوياما سرمايه اجتماعي را به عنوان يك پديده جامعه شناختي مورد توجه قرار ميدهد. به نظر او سرمايه اجتماعي با شعاع اعتماد ارتباط تنگاتنگي دارد و هرچه قدر شعاع اعتماد در يك گروه اجتماعي گستردهتر باشد، سرمايه اجتماعي نيز زياد خواهد بود و به تبعيت از آن ميزان همكاري و اعتماد متقابل اعضاي گروه نيز افزايش خواهد يافت. آنچه از تعاريف متعدد سرمايهاجتماعي برميآيد اين است كه اين مفهوم دربردارنده مفاهيمي همچون اعتماد، همكاري و روابط متقابل بين اعضاي يك گروه بوده به نحوي كه گروه را به سمت دستيابي به هدفي كه بر مبناي ارزشها و معيار رايج در جامعه مثبت تلقي شود هدايت ميكند. لذا آنچه از اين تعريف استنباط ميشود اين است كه هر چند ممكن است سرمايه اجتماعي به دليل تقويت نيروهاي جاذبه بين اعضاي يك گروه و نيروهاي دافعه بين گروههاي متفاوت لزوما عامل مثبتي در يك جامعه به شمار نيايد ولي قطعا براي پيشبرد و سهولت در عملكرد اقتصادي، اجتماعي آنها، جامعه يك عامل ضروري به شمار ميرود. بنابراين ميزان سرمايه اجتماعي در يك جامعه ميتواند نشان دهنده شكاف موجود بين آن جامعه يا يك جامعه برخوردار از يك نظام دموكراسي با حداكثر كارايي در نظام اقتصادي، اجتماعي باشد. 3- اهميت سرمايه اجتماعيدر دو دهه اخير مفهوم سرمايه اجتماعي در زمينهها و اشكال گوناگونش به عنوان يكي از كانونيترين مفاهيم، ظهور و بروز يافته است، هر چند شور و شوق زيادي در بين صاحبنظران و پژوهشگران مشابه چارچوب مفهومي و ابزار تحليلي ايجاد كرد. ليكن نگرشها، ديدگاهها و انتظارات گوناگوني را نيز دامن زده است. افزايش حجم قابل توجه پژوهشها در اين حوزه بيانگر اهميت و جايگاه سرمايه اجتماعي در سپهرهاي متفاوت اجتماعي است. به طور كلي ميزان سرمايه اجتماعي در هر گروه يا جامعهاي نشان دهنده ميزان اعتماد افراد به يكديگر است. همچنين وجود ميزان قابل قبولي از سرمايهاجتماعي موجب تسهيل كنشهاي اجتماعي ميشود، به طوري كه در مواقع بحراني ميتوان براي حل مشكلات از سرمايهاجتماعي به عنوان اصليترين منبع حل مشكلات و اصلاح فرآيندهاي موجود سود برد. از اينرو شناسايي عوامل موثر در تقويت يا تضعيف سرمايه اجتماعي اهميت بسزايي دارد. تعدادي از عناصر اصلي كه ميتوان سرمايه اجتماعي را با آن مورد اندازهگيري قرار داد عبارتند از:آگاهي به امور عمومي، سياسي، اجتماعي، وجود انگيزه در افراد جامعه كه در پي كسب اين دسته از آگاهيها برآيند، اعتماد عمومي به يكديگر، اعتماد به نهادهاي مردمي و دولتي، مشاركت غير رسمي هميارانه در فعاليتهاي داوطلبانه در تشكلهاي غيردولتي، خيريهاي، مذهبي، اتحاديهها، انجمنهاي صنفي و علمي و... . در مجموع ميتوان گفت كه يكي از معيارهاي اصلي در شناخت سرمايه اجتماعي شكل و شيوه روابط اجتماعي افراد با يكديگر و نحوه همزيستي آنها در جامعه مورد مطالعه است. از ديگر معيارها ميتوان به احساس مردم نسبت به حكومت و مردم اشاره كرد و نيز داشتن احساس خوشايند نسبت به امنيت، پيوندهاي خانوادگي و اجتماعي و اميدواري نسبت به آينده از معيارهاي مطرح محسوب ميشود. اگر سرمايه اجتماعي را ارتباط و شبكههاي اجتماعياي كه ميتوانند اطمينان و حس همكاري را در ميان افراد حاضر در شبكههاي مورد بحث ايجاد كنند بدانيم، آنچه بيش از پيش اهميت پيدا ميكند نقش نهادهاي جامعه مدني در تشكل اين سرمايه است. اگر ما مانند عنصري از يك سازمان مدني به صورت هميشگي همديگر را ملاقات كنيم احساس مسئوليت نسبت به همديگر در ما پيدا ميشود و ميتوانيم به همديگر اعتماد كرده و در نهايت با هم همكاري كنيم. براي اينكه احساس اطمينان در بين باشد لازم است كه ما همديگر را ملاقات كنيم و ارتباط مدام با هم داشته باشيم. همچنين چيزي كه به طور جمعي ميتوانيم به دست آوريم به تنهايي نميتوانيم. منظور از باهمبودن، نهادهاي اجتماعياي است كه كاركرد ديدار، شناخت و در نهايت اعتماد را ميسر ميكنند. البته حتما لازم نيست كه ارتباط پيشگفته تنها در داخل نهادهاي جامعه مدني باشد بلكه بيشتر روشها و فرمهاي اجتماعي را نيز كه ارتباط مداوم و سازماندهيشده دارند، در برميگيرد. اما نبايد از ياد برد كه اعتماد و حس همكاري با شيوهاي آسانتر در داخل نهادهاي جامعه مدني درست ميشوند؛ به اين دليل كه اعضاي آن نهادها به دلخواه و بدون هيچ چشمداشتي به عضويت آن نهادها درميآيند. به اين ترتيب سرمايه اجتماعي عبارت است از مجموع آن دسته از ارتباطات و شبكههاي ارتباط اجتماعي كه در جامعه موجودند و نيز ميزان اعتماد و همكاري ميان روابط موجود. در اينجا ميتوان گفت اگر در جامعهاي ميزان سرمايه اجتماعي پايين باشد خطر افتادن آن جامعه به وضعيت تله اجتماعي بسيار بالاست. تله اجتماعي يعني سرمايه اجتماعي پايين، نبودن اعتماد و اطمينان به يكديگر بين مردم، رواج فساد اداري- اقتصادي، ترس و.... پس ميتوان تله اجتماعي را كه بعضي اوقات از آن به عنوان مشكل منافع جمعي ياد ميشود به صورت زير شرح داد. همه ميدانيم كه منافعمان ايجاب ميكند كه همه با هم همكاري كنيم. اما اگر تو به اين باور نرسي كه تمام افراد ديگر اجتماع هم همكاري ميكنند، ديگر معنايي نخواهد داشت كه تو به تنهايي همكاري كني. نتيجه اين اعتقاد اين است كه همكاري و تلاش براي منافع جمعي تنها زماني ميسر ميشود كه انسان به اين باور برسد كه همه افراد ديگر نيز همكاري خواهند كرد.
[ 90/10/03 ] [ 20:28 ] [ من ]
[ 90/09/14 ] [ 1:14 ] [ من ]
مقدمه: فشار روانی وتأثیر آن بر کارکنان در محیط کاری در
سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. عناوینی که دراین مقاله مورد بحث
واقع می گرد عبارتنداز: فشار روانی و پیامدهای آن، عوامل ایجاد فشار روانی و
علائم آن، راههای رویارویی کارکنان با فشار روانی و نهایتاً رسالت
سازمانها برای مقابله با فشار روانی. افراد فقط درمحیط کار زندگی نمی کنند
بلکه آنچه کارکنان را در محیط کار تحت تأثیر قرار می دهد در خانه نیز
تأثیرگذار می باشد. برخی از کارکنان فشار روانی را بهانه ای برای انجام
ندادن درست وظایف محوله قرار می دهند. بسیاری دیگر فشار روانی زیادی را
متحمل می شوند. کارکنانی نیز هستند که برای انجام صحیح کار می بایست فشار
مناسبی برای آنان ایجاد نمود. هدف مدیریت فشار روانی این است که به کارکنان
کمک شد سطح فشار روانی متناسب با توانائی خود را برای انجام صحیح کار
دریابند و تا مرحله تغییر آن را حفظ نمایند. به دیگر سخن در بعضی شرایط در
مورد برخی از افراد برای انجام بهینه، کار فشار روانی لزوماً باید افزایش
یابد تا کاهش، مدیریت فشار روانی عبارت است از کنترل فشار روانی به منظور
فراهم ساختن محیط آرام برای کارکنان جهت انجام وظایف سازمانی است.
ادامه مطلب [ 90/07/15 ] [ 17:46 ] [ من ]
هوش معنوی چیست؟ ![]() هوش معنوی 1 Spiritual Intelligence برای انتخابی درست از میان راههای موجود در بحث معنویت و عرفان، و تشخیص راه درست از غلط، و یا عرفان صحیح از کاذب، ابزاری نیاز است، که مهمترین آن "هوش معنوی" است، که با این هوش انسان دچار تشویش نشده و در دو راهی های معنوی، میتواند راه درست و پرچمدار راه درست را، پیدا کرده و نور واقعی را از بین نورهای ضعیف و قوی که انسان را به بیراهه میبرند، پیدا کند، و به سرانجام مقصود برسد. هوش معنوی یا SQ را می توان همان توانایی دانست، که به ما قدرتی می دهد و رویاها و تلاش و کوشش برای به دست آوردن آن رویاها را می دهد. این هوش زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها معتقدیم و نقش باورها، هنجارها، عقاید و ارزش ها را در فعالیت هایی را که بر عهده می گیریم در بر می گیرد. هوشی که به واسطه آن سوال سازی در ارتباط با مسائل اساسی و مهم در زندگی مان می پردازیم و به وسیله آن در زندگی خود تغییراتی را ایجاد می کنیم. در واقع با استفاده از هوش معنوی به حل مشکلات با توجه به جایگاه، معنا و ارزش آن مشکلات می پردازیم. هوشی که قادریم توسط آن به کارها و فعالیت هایمان معنا و مفهوم بخشیده و با استفاده از آن بر معنای عملکردمان آگاه شویم و دریابیم که کدامیک از اعمال و رفتارهایمان از اعتبار بیشتری برخوردارند، و کدام مسیر در زندگی مان بالاتر و عالی تر است، تا آن را الگو و اسوه زندگی خود سازیم. برای روشن تر شدن هوش معنوی مثالی از هوش هایی می زنیم که نشانگر هوش چندگانه است، که با هوش جسمی آغاز می شود و با PQ نمایش می دهند. به عبارت دیگر هوش معنوی توانایی عمل کردن هوشمندانه و عاقلانه است. در حالی که آرامش بیرونی را بدون توجه به شرایط حفظ می کنیم. هوش معنوی، هوش ذاتی انسان است، اما مانند هر هوش دیگری می بایست رشد یابد. بدین معنی با توجه به مهارتهایی که هوش معنوی را تشکیل می دهند می توانیم آن را تعریف و اندازه گیری نماییم. این هوش ابتدایی ترین کانون توجه ما را به خود اختصاص می دهد، در واقع PQ آگاهی جسمی و نحوه استفاده ماهرانه از آن را شامل می شود. قسمت بعدی هوش منطقی یا عقلانی IQ است. هوشی که در حال حاضر بیش از سایر هوش ها در سیستم های آموزشی مورد توجه قرار می گیرد. ![]() پس از IQ سطح دیگری است که به EQ اختصاص دارد این هوش در زمینه کسب موفقیت در بازار کار نقش مهمی دارد و ما را در حین برقراری ارتباط یاری می دهد و از این بابت مهم تر بوده و تا حدی از قابلیت پیشگویی برخوردار است. آخرین لایه SQ است که هدایت و معرفت درونی، حفظ تعادل فکری، آرامش درونی و بیرونی و عملکرد همراه با بصیرت، ملایمت و مهربانی را شامل می شود. IQ به منزله دروازه برای ورود است. در صورت برخوردار نبودن از حداقل لا زم IQ قادر به ورود در فضای دلخواه برای مطالعه رشته مورد علاقه مان نخواهیم بود، اما آنچه ما را در زمره بهترین ها در شغلمان و رشته مورد علاقه مان جای می دهد میزانEQ در ماست. EQ و SQ به هم مرتبطند. اما در عین حال دو هوش متفاوت و جدا از هم به حساب می آیند. بهره مندی از حداقل EQ می تواند شروع مناسبی را در سفرهای روحانی و معنوی فرد در پی داشته باشد، چرا که کمی خودآگاهی و همدلی برای شروع این روند لازم است، اما به محض آغاز تمرینات معنوی، هوش معنوی خود می تواند در رشد EQ نقش بسیار تقویت کننده و فعال کننده داشته باشد. از طرف دیگر رشد EQ نیز می تواند در رشد و ارتقای SQ موثر باشد. در واقع EQ و SQ تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند و رشد و توسعه هر یک باعث پرورش وتوسعه دیگری می شود. زیرا عقیده بر این است که هوش هیجانی (عاطفی) و هوش معنوی به یکدیگر وابسته هستند. باور بر این است که به حداقل، کمی هوش عاطفی نیاز است تا بتوان سفر معنوی را آغاز کرد. اما وقتی که رشد هوش معنوی آغاز شد، هوش عاطفی هم بسیار تقویت می شود، در واقع آنها به طور مثبت یکدیگر را تقویت می کنند. برای انتخابی درست از میان راههای موجود در بحث معنویت و عرفان، و تشخیص راه درست از غلط، و یا عرفان صحیح از کاذب، ابزاری نیاز است، که مهمترین آن "هوش معنوی" است، که با این هوش انسان دچار تشویش نشده و در دو راهی های معنوی، میتواند راه درست و پرچمدار راه درست را، پیدا کرده و نور واقعی را از بین نورهای ضعیف و قوی که انسان را به بیراهه میبرند، پیدا کند، و به سرانجام مقصود برسد. به عبارت دیگر هوش معنوی توانایی عمل کردن هوشمندانه و عاقلانه است. در حالی که آرامش بیرونی را بدون توجه به شرایط حفظ می کنیم. هوش معنوی، هوش ذاتی انسان است، اما مانند هر هوش دیگری می بایست رشد یابد. بدین معنی با توجه به مهارتهایی که هوش معنوی را تشکیل می دهند می توانیم آن را تعریف و اندازه گیری نماییم. ![]() هوش معنوی زمینه ساز انسان برای دستیابی به معنای زندگی است. معنای زندگی از سه جنبه ی: - هدفداری - ارزشمندی - كاركرد زندگی که اینها یكی از مهمترین پرسشهای بشر و به گفته برخی فیلسوفان مهمترین پرسش بشر است. در واقع نحوه درگیری انسان با این مساله مهم و تلاشهایی كه برای پاسخ به آن انجام می دهد، تعیین كننده مسیر اصلی زندگی و نیز سرنوشت سعادت آمیز یا فلاكت بار اوست. ما بدون داشتن یك نظریه مناسب و رسا درباره معنی داری یا هنجارمندی و نقش آنها در عالم هستی، قادر به بسط و توسعه راههایی برای تعمیق معنا در زندگی و غنا بخشیدن به آن و تقویت ارزشهایی كه موجب ارزشمندی زندگی می شوند، نیستیم. ما چگونه می توانیم خود و بستر هستی خویش را به طریقی بشناسیم كه به ما امكان دهد به گونه ای مناسب با انسانیت، فردیت و شرایطمان زندگی كنیم و به آن معنی ببخشیم؟ به عبارت دیگر، چگونه می توانیم خودمان و محیطمان را بشناسیم، به گونه ای كه قادر باشیم زندگی كاملا معنی دار و ارزشمندی را سپری كنیم؟ در واقع هوش معنوی اشاره دارد به مهارتها، توانائیها و رفتارهای لازم برای: - توسعه و حفظ ارتباط با منشأ غایی همه موجودات - كامیابی در جستجوی معنی زندگی - یافتن یك مسیر اخلاقی كه به هدایت ما در زندگی كمك نماید - درك معنویات و ارزشها در زندگی شخصی و روابط بین فردی
ادامه مطلب [ 90/07/15 ] [ 17:43 ] [ من ]
![]() ![]() ![]() اگر اهل کتاب خواندن هستید و اگر بیشتر وقتتان را پای کامپیوتر میگذرانید، احتمالاً تا حد زیادی از سیستم کاغذی جدا شدهاید و بیشتر مطالعه خود را پای کامپیوتر و با استفاده از فرمتهای مختلف ایبوک انجام میدهید. موارد دیگری هم پیش میآید که دنبال منابع فارسی از قبیل مقالات، جزوهها، آموزشها، دستورالعملها و مانند آن هستید. البته یکی از روشهایی که برای یافتن این منابع وجود دارد، جستجو کردن با استفاده از موتورهای جستجوست. اما راه دیگری که وجود دارد، مراجعه به سایتهایی است که این کتابها را در یک جا جمعآوری کرده و طبقهبندی و قابل جستجو میکنند. امروز میخواهیم 11 سایت برتر برای دانلود رایگان کتابها و منابع فارسی را معرفی کنیم که با کاوش در آنها میتوانید منابع فارسی خوبی برای مطالعه پیدا کنید. همهی این سایتها دارای طبقهبندی موضوعی بوده و برخی قابلیت جستجو در متن یا عنوان منابع را نیز دارند. البته سایتهای مشابه دیگری هم در این زمینه وجود داشتند اما من سایتهایی را برای شما انتخاب کردهام که کمتر جنبه تبلیغاتی یا فروش داشته، ظاهر مناسبی داشته، طبقهبندی خوبی انجام داده باشند و منابع نسبتاً زیادی را هم جمعآوری کرده باشند.
[ 90/07/09 ] [ 17:57 ] [ من ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||